تبلیغات اینترنتیclose
در بندِ دماوند منم، پيرترينم( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


در بندِ دماوند منم، پيرترينم
ضحاک و فريدون بهم آويخت يقينم

گيرم که تو کاوه، چه کنم بار ِ غمم را؟
وقتي که برادر زده در راه کمينم؟

 


مهــــران مقـــــــدم

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -8 , | بازديد : 58