تبلیغات اینترنتیclose
واعظي بر منبر ميگفت:( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

واعظي بر منبر ميگفت:
، رذلي به ميخانه شد
سير شراب بخورد
و مست روانه ي خانه شد،
در راه افتاد و مُرد.
حاليا او به روز حشر،
در پيشگاه خدايش
مست خواهد بود.
عارفي از ميان
فرياد برآورد:
اي شيخ!!
بگو اين رذل از کجا بود،
آن ميخانه کجا؟
و آن شراب از کدام انگور؟
که ما عمري در پي همين
مستي هشياريم
*

 

مهران مقدم

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -5 , | بازديد : 184