تبلیغات اینترنتیclose
تو آن عکسي که تنها زينت قلب من خانوم( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

عاشقانه

تو آن عکسي که تنها زينت قلب من خانوم
هبوط شامگاهِ روح من چون شبنمي خانوم

شب آويز صدايي تو ،به جانِ من
طنين صبح آغاز و سرانجام شبي،خانوم

درونم سازهايي مي نوازند گنگ و نامفهوم
بيا موزون کن ضرب تپش هاي دلي را، چون مني خانوم

خيالم را کِشم در بسترِ اتشفشان تو
چه آتش بازي زيبا، به باغ و خرمني خانوم

هنوزم چشمه ي عشق و عطش جاريست
چرا نازِ خيالت را ننوشم با تنم چون ساغري، خانوم؟

مرا ديوانه مي خواهي،چنين ويران و بدفرجام؟
بسوزانم هلاکم کن، در آغوشم فقط يک امشبي خانوم


*****

مهران مقدم
آبان 90

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -2 , | بازديد : 30