تبلیغات اینترنتیclose
معبدِ معبود چگونه دوستت دارم؟( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

معبدِ معبود
چگونه دوستت دارم؟
بُگذار فکر کنم
...
دوستت دارم
به شمارِ ستاره هاي آسمان کوير
که کمتر از اين نيست
هر چند شمارش نکرده ام
...
هر گاه،خيالِ بوسيدنت را داشتم
ميداني به چه انديشيده ام؟
به اتفاق محالي که آغوش توست
که چگونه دست در کمر کهکشان کنم
و لب بر لب ستارگان؟
...
نفس تو شميم سيبي ست
که خدا هم درک نميکند
که اگر مي بوئيد
آدم را از بطن تو مي ساخت
و ابليس هم بوسه بر آستانت را
شادمانه پذيرفته بود
وسيبِ بهشت گناه نبود
زيرا آنچه تو ميکني گناه نيست
...
اي معبدِ معبود
اي معاشقه ي معشوق
من عابد و معتکفِ معبدِ توام
و در محراب چشمانت
نيايش ات ميکنم
هر گاه که خيره ميشوي
به افق هاي ناشناس
و آنگاه که پلک مي بندي
...
من را به تنگناي رازي، خواندي
که تمام ريشه ام را سوخت
 
و آنگاه که عاجزانه گفتمت
بــگــــولبت آهسته گفت

فاصله و شنيدم که دلت مي گفت

عشق و هر تار وجودم

آواز آوردعشــــــــــــــــــــــــــــــــق

 

 

مهران مقدم 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -2 , | بازديد : 41