تبلیغات اینترنتیclose
روزها در سوزها خوابيد و رفت( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


ساقي بي ادب

 

روزها در سوزها خوابيد و رفت
غصه ها در قصه ها ناليد و رفت

کاش ميشد در غروب آفتاب
بي صدا با سايه ها کوچيدو رفت

يا که چون برگِ به جوي افتاده اي
در شتاب آب ها پيچيد و رفت

آخر شهنامه ام چون خوش نبود
کاش ميشد جامه ي درويشها پوشيد و رفت

داستان عاشقي يک آه بود
کز سر شهوت لبي بوسيد و رفت

ما عرق از جامِ کف سر ميکشيم
چونکه ساقي خاک در پيمانه ام پاشيدورفت

 

 

مهران مقدم

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -2 , | بازديد : 184