تبلیغات اینترنتیclose
اُورتور آشنايي ما ،مدد دريا بود( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


اُورتور


اُورتور آشنايي ما ،مدد دريا بود
کشيدگي موج ها و ماه و رويا بود

تمام هستي من جذب ساحل نرم ات
که در کشاکشِ حسرت وَ آرزوها بود

تو ساکن و افتاده و خيس آغوش ات
گشوده به طول تمناي موج ها بود

وَ من دمادم ، تو را ميزدم فرياد
بنام آه و نيازي که راز و رمز دلها بود

همه تن ام موج و همه تن ات ساحل
حکايت غمگينِ هر شبِ ما بود

که شب به سر آيد وَ تب فرو بنشيند
هميشه هرزه علف هاي پاي گلها بود

 

مهران مقدم

14/4/90

* اُورتور به معناي شروع و مقدمه

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -2 , | بازديد : 151