تبلیغات اینترنتیclose
بيا ببين که بالش شعرم بخواب مي شود،رويا( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

قهـــوه تـــلـخ

 

 بيا ببين که بالش شعرم بخواب مي شود،رويا
نگاه کن که چرا و چگونه خراب مي شود ، رويا

تمام سقف و ستون ها وَ آسمانِ قصه ي من
به قدرِ چکه ي اشکي بر آب مي شود ، رويا

گذشت منظره ها و رنک هاي تابستان
جگر به سردي پاييز کباب ، مي شود رويا

خيالِ دست کشيدن ز بوسه ي ساعر نيست
چرا؟ که بوسه ي ساقي سراب مي شود ،رويا

کجا بود شنيدم ،که آخرين شعله ي شمع
پر از شرار و شعاع و شهاب مي شود ، رويا

چنان گرفته ، غمين ام وَ گاه دل مرده
که وحشت کابوس و خواب مي شود رويا

 

مهران مقدم

4/4/90

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -2 , | بازديد : 199