تبلیغات اینترنتیclose
باز چه مي شود تورا، نيزه به آه مي زني؟( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


باز چه مي شود تو را؟


باز چه مي شود تورا، نيزه به آه مي زني؟
سينه سپر فکنده است،تير تباه مي زني

راهِ غرور ميرود، اسب سپيد سرکش ات
پاي بکش ار اين سفر، چون که به چاه مي زني

شرم نکن حيا مکن ، مرگِ مرا صدا بکن
خدا مگر که بشنود،جيغ سياه مي زني

عشق اگر چه مي بُرد، پاي رياضي خِرد
چيست که کسر ميکُني ، ضرب به راه مي زني

دفتر خاطرات من صفحه به صفحه نام توست
من که درست نوشته ام، تو اشتباه مي زني؟

يک سر دل به زير پا،يک سر آن بدست تو
يکسره کن (بده ،بگير)، شانه به کاه مي زني؟

 

 

مهران مقدم

21/3/90

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -2 , | بازديد : 183