تبلیغات اینترنتیclose
شبي به شيشه ام خود را تو بستي( مهران مقدم )
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


شبي به شيشه ام خود را تو بستي
لبِ شيشه گرفتي تا نشستي

به بدمستي زدي شيشه شکستي
اگر ديوانه نيستي پس چه هستي؟.

 

 

 

مهــــران مقـــــــدم


سه بار شيشه گفتم که هر شيشه
استعاره از يک معنا است

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار مهران مقدم -10, | بازديد : 306