تبلیغات اینترنتیclose
دوبیتی های شهراد میدری باصدای دلنشین مهران مقدم
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



بگردم دورتو سیرت بگردم
اسیردست زنجیرت بگردم

چه می شد می شدم یک قاب چوبی
که یک عمری دورتصویرت بگردم

**

تب ولرزگسل می گیرم امشب
شروشورغزل می گیرم امشب

خداحافظ برای آخرین بار
خودم رادربغل می گیرم امشب

**

به امواج خروشانم نیایند
خطرناکست طوفانم نیایند

به ماهی گیرها حتماً بگویید
که امشب گِرد چشمانم نیایند

**

دودریا و دوبندرمی شود دید
چه زورق ها شناورمی شود دید

میان چشم توبانوی کارون
خداراجوردیگرمی شود دید

 **

خلیج نقره ای تنگ غروبم
رفیق موج های پای کوبم

پُرم ازهرچه زورق های خالیست
دهاتی زاده ای مالِ جنوبم

**

میان وسعتِ ژرفی نشسته
شبیه نقطه ی حرفی نشسته

خداگاهی کلاغِ خسته ای هست
که روی شاخه ی برفی نشسته

**

دوباره سازِغم زد بی توباران
کمی با من قدم زد بی توباران

لب کارون قرارم بود با تو
قرارم را به هم زد بی توباران

**

دوبیتی هااز: شهراد میدری
دکلمه : مهران مقدم

 

تصویر بزرگتر در سایت آپارات کانال پیچک اینجا ببینید

لطفا چند لحظه صبر کنید