تبلیغات اینترنتیclose
رباعیات ایرج زبر دست با صدای مهران مقدم
پیچک ( مهران مقدم )
شعر و ادب پارسی

  برخيز بيا به بـــــــزمِ ياران امشب   فانوس بده به جمع تاران امشب

  مستانه بچرخ ، فتنه اي بر پا کن    صحرا به بغل ببـــار باران امشب.



 

 

ما خلوت رخوت زده ی مردابیم
تصویر سراب تشنگی در آبیم

عالم کفنی به وسعت بی خبری است
ای خواب تو بیداری و ما در خوابیم

**

هستی نفس ساعت سرگردانیست
در ثانیه ها دلهره ای پنهانیست

تسبیح قیامت است در دست زمان
هر دانه ی آن جمجمه ی انسانیست

**
 ما ریشه ی لحظه های بی بنیادیم
ما خاک عبور نا کجا آبادیم

ما فلسفه ی گذشتن از خویشتنیم
بادیم و اسیر هرچه بادا بادیم

**

چون باد هوای کوی و برزن داریم
پیراهنی از عبور بر تن داریم

هر جاده قدم قدم تورا می گوید
ما آمدنی به رنگ رفتن داریم
 
**
 ای کاش حدیث کوچ باور می شد
دیواره ی هرقفس پر از در می شد

 من مانده ام و خیال پروازی سبز
ای کاش شبی دلم کبوتر می شد

**
ما وقت نگاه را دمی دانستیم
از دانش چشم تر کمی دانستیم

گژتابی دست ها و بی مهری سنگ
ما آینه بودیم و نمی دانستیم

**
در حنجره ام شور صدا نیست رفیق
یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق

بگذار که قصه را به پایان ببرم
آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق

 

اشعار :ایرج زبر دست

صدا : مهران مقدم

 

 

 

تصویر بزرگتر در سایت آپارات کانال پیچک اینجا ببینید

لطفا چند لحظه  صبر کنید